معلم

پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸

زنگ نواخته شد، زنگ بیداری؛

بیداری جسم و روح
برپا ، برجا
برپا که وقت سعی و تلاش است و برجا که هنگام دقت است و شنیدن .
برپا که زندگی در حال حرکت است و پویا،
برجا که وقت درنگ است و تامل،
به پاخیز که کسی یاری می طلبد و بنشین که گاهی خسته ای و سزاور دریافت یاری.
معلم چهره ندارد ،او تندیس نقشی مقدس ست و قالبی به گنجایش روح بزرگش .
معلم نه فقط باگچ و تخته که با نگریستن به ژرفای وجود دیگری به مهر و شنیدن حرفهای ناگفته اش با عشق اموزش می دهد ذهن را و پرورش می دهد روح را.
درود و سپاس تقدیم بر او که به من آموخت پرواز روح را،
بودن به شدن را، و چشاندن طعم شیرین موفقیت را پس از پیمودن راه دشوار وسخت تغییر.
آموخت بیاموز به دیگری هر آنچه از من آموخته ای و بورز عشقی که نثارت کرده ام.
من در این روز که روز توست هدیه ای درخور سخاوتت ندارم جز آنکه شاگردت نمانم و اموزگاری گردم ،می دانم که این آرزوی هر آموزگاری ست که شاگردش در چرخش هستی گرداننده باشد نه چرخنده.

ای همه روزها متبرک از وجودت،
« روزت مبارک »

ارسال شده در بلاگ توسط nastaran